والد کنترلگر (قسمت اول)

 

والدین کنترلگر
قسمت اول

اگر قرار باشد چشم‌های‌‌مان را ببندیم و صحنه‌ای‌ باورنکردنی‌ را در ذهن تجسم کنیم، اکثر ما می‌‌خواهیم روزی‌ را تصور کنیم که نوجوان‌مان را با آسایش و آرامش هرچه تمام‌تر از خانه بیرون می‌‌فرستیم. اما مشکلی‌ وجود دارد. بعضی‌ از ما والدین ویژگی‌‌ای‌ داریم که برای‌‌مان دردسرساز و برای‌ نوجوان‌مان غیرقابل‌تحمل است: ما می‌‌خواهیم دایم همه چیز را کنترل کنیم.

 مسئله این‌جاست که این کنترل را در قالب عشق و محبت می‌‌گنجانیم.
مادری‌ به من می‌‌گفت: «من فقط این کار را به خاطر نوجوانم انجام می‌‌دهم
پدری‌ می‌‌گفت: «من نمی‌‌خواهم شما به این روش من ایراد بگیرید

این والدین سعی‌ می‌‌کنند بر تمام ابعاد زندگی‌ فرزندان‌شان نظارت داشته باشند، از لباس پوشیدن، انجام تکالیف مدرسه و ارتباط با دوستان‌شان گرفته تا نوع موسیقی‌‌ای‌ که دوست دارند و سرگرمی‌‌های‌ مورد علاقه‌شان در اوقات فراغت.

 والدین کنترلگر فرزندان‌شان را دوست دارند، اما عشق‌شان دست‌وپاگیر است. تا وقتی‌ که بچه‌ها بر خلاف میل والدین کاری‌ نکرده‌اند، ارتباط آنان ظاهرا خوب و موفق خواهد بود. اما این فقط ظاهر قضیه است، زیرا تعداد کمی‌ از آدم‌ها می‌‌توانند با افراد کنترلگر ارتباط داشته باشند. همه می‌‌خواهند از آنان بگریزند.

تصور کنید فردی‌ در زندگی‌‌تان باشد که دایم شما را کنترل می‌‌کند. از خودتان بپرسید آیا از ارتباط با او لذت می‌‌برید؟ او دایم در مورد لباس پوشیدن، غذا خوردن، رانندگی‌ کردن، حرف زدن و آراستن خانه‌تان نظر می‌‌دهد. در نتیجه، به تدریج احساس خفقان به شما دست می‌‌دهد.

این والدین تفاوتی‌ میان حمایت از فرزندان و دخالت در زندگی‌ آنان قایل نیستند.

همان‌طور که در کودکی‌ مهم است که به فرزندان‌مان بستن بند کفش را بیاموزیم، در نوجوانی‌ نیز ضروری‌ است که به نوجوان‌مان اجازه دهیم خودش تصمیم بگیرد و انتخاب کند، تا اگر روزی‌ والدین در کنارش نبودند، بتواند از پس مشکلات برآید.

نظرات کاربران
 
 
   
دکتر مهدی قاسمی

دکتر مهدی قاسمی

روانپزشک، رواندرمانگر، روانکاو و زوج درمانگر (متخصص اعصاب و روان)